قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4361

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء تسع و سبعمائهء « 1 » هجرى [ موافق سال ششصد و نود و نهم از رحلت خير البشر ] اورنگ‌نشين ملك ايران ، اولجايتو سلطان ، در اين سال ييلاق در سلطانيه و قشلاق در بغداد گذرانيد و به مداين آمده بر طاق كسرى گذشت . در آن وقت كه هلاكو خان بر طاق كسرى رسيد ، سه بار زانو زد و با خواجه نصير گفت كه « اين زانو بهر بزرگانى مىزنم كه در اين هزار سال به اينجا رسيده‌اند و نظر ايشان به اين موضع رسيده ، نه از بهر گچ و آجر . » و رايات همايون به عزيمت زيارت نجف اشرف روانه شد . چون آنجا رسيد حكايت تعبيهء حظيره و مذهب به ميان آمد . « 2 » به تاريخ بيستم جمادل الأول سنهء هفتصد و نهم [ هجرى ] سلطان علاء الدين ، پادشاه هندوستان ، ملك نايب را به تسخير تلنگ « 3 » و ارتكل نامزد كرد . ملك نايب چون به ديوگير رسيد ، رام‌ديو به عهد خود وفا نموده استقبال كرد و آنچه وظيفهء مهماندارى بود به تقديم رسانيد . و چون لشكر به پلنگ و ارتكل نزديك شد ، حاكم آنجا حصارى شد . بعد از فتح قلعهء شهر متحصّنان ارگ به مصالحه راضى شدند . در بدل صلح نفايس درون قلعه بالتمام به ملك

--> ( 1 ) . م ، ش : ذكر وقايع سال هفتصد و دهم از رحلت . ( 2 ) . مراد ، گرويدن اولجايتو به مذهب تشيّع است . دلزدگى حاصل از مناظرهء سخيف فقهاى مذاهب حنفى و شافعى و نسبت دادن اتهامات زشت و ناروا به يكديگر در زمستان 706 ق در اران ، و نيز وقوع رعد و برقى كه باعث هلاكت تعدادى از ندما و مصاحبان اولجايتو شد و اعيان و اكابر مغول آن بلا را به مسلمان‌شدن اولجايتو نسبت دادند ، اولجايتو را در مرحلهء رجعت به آيين شمنى كرد ، ولى چون اين بازگشت محال بود ، اولجايتو با حفظ احساسات ضد سنّى خود ، به مذهب شيعه گرويد . - تاريخ ايران ، كمبريج ، ترجمهء حسن انوشه ، ج 5 ، ص 377 . ( 3 ) . متن : پلنگ . شايد همان تلنگانه - آئين اكبرى ، ص 109 .